خرید بک لینک
ف.ص:

می ترسم از اینکه امروز حرفهایم را به تو بزنم
و تو
فردا به آن برسی.
آنقدر سرسری از خیلی چیزها گذشتیم که دیگر خیلی چیزها تکرار نمی شوند.
بعضی ها برای ساختن زندگی نیستند،باید با آنها خاطره ساخت...
شاید هم روزی ،جمله ای...
لحظه هایی هست که دوست دارم کمی تو را فراموش کنم و خود را تجربه کنم،
فکر کردن به تو فقط همه چیز را سخت تر میکند...
می ترسم از آنکه امروز به تو فکر کنم و سال دیگر دلم برایت تنگ شود.
ثانیه هایی هست که دلم میخواهد تماسی با روزگار بگیرم و بگویم حلالش کردم و در نهایت یک زنگ به خدا و یک خداحافظی در سکوت..
اما ساختار آفرینش من هر ثانیه اش امید بوده و خواهد بود؛امید به ثانیه هایی که خدا نازم را می کشد و مادرم مرا دوباره هفت ساله میبیند...

+تولدی دیگر در تنهایی این چهار دیواری متروک
+هر روز دستم به نوشتن میرود؛ولی دلم نه...
+پرت نوشته های یک زن تنها
+خرسم را بغل میکنم و پرت میشوم به 17سالگی

برچسب: تولدهای, نویسنده: الینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 20:36

صفحه بندی